💻 پسر ۱۳سالهای که با یه کامپیوتر قرضی دنیا رو عوض کرد
👨💻 سال ۱۹۶۸ بود. توی مدرسهای معمولی به اسم Lakeside School در شهر Seattle، یه پسر لاغر و عینکی به اسم Bill Gates شانسی آورد که کمتر از یک درصد بچههای دنیا داشتن: دسترسی به یه کامپیوتر واقعی. اون زمان، قیمت یه کامپیوتر معمولی نیم میلیون دلار بود و فقط تو دانشگاهها یا ارتش پیدا میشد. ولی مادرای مدرسه (که بهشون میگفتن Mothers’ Club) با پول یه گاراژ به قیمت حدود ۳,۰۰۰ دلار، یه ترمینال Teletype Model 33 خریدن که با یه کامپیوتر مرکزی General Electric وصل میشد.
⌨️ گیتس ۱۳ساله با دوستش Paul Allen، که دو سال ازش بزرگتر بود، اولین نفرایی بودن که پای اون دستگاه نشستند. کمکم اون دو تا، با چند تا دوست دیگه، یه تیم درست کردن به اسم Lakeside Programmers Club و شروع کردن به هک کردن سیستم تا بتونن رایگان زمان پردازش بگیرن. چند بارم به خاطر همین کار از سیستم اخراج شدن، ولی برمیگشتن و باز ادامه میدادن. بیل شبها از خونه فرار میکرد، تا دو نصف شب توی مدرسه کد میزد و تو راه برگشت، تو ذهنش برنامهها رو بازنویسی میکرد. تا موقع فارغالتحصیلی تو سال ۱۹۷۳، هزاران ساعت پشت اون ترمینال گذرونده بود، چیزی حدود ۷,۰۰۰ ساعت برنامهنویسی. این تمرین بیوقفه ازش یه نابغه واقعی ساخته بود.
🧠 سال ۱۹۷۵، وقتی مجله Popular Electronics از یه کامپیوتر شخصی جدید به اسم Altair 8800 نوشت، گیتس و آلن فهمیدن آینده همینه. دستگاه فقط ۳۹۷ دلار قیمت داشت، اما بدون نرمافزار، عملاً یه جعبه آهنی بود. پس با یه حرکت جسورانه، به Ed Roberts (بنیانگذار شرکت MITS) زنگ زدن و گفتن:
ما یه نرمافزار داریم که میتونه روی Altair اجرا بشه، یه مفسر BASIC عالی!
👨💻 خوب این خیلی خفن بود اما یه مشکلی داشت! هنوز حتی یه خط از اون کد وجود نداشت. ولی گیتس و آلن با همون اعتمادبهنفس معروفشون، تو یه اتاق کوچیک تو Harvard، فقط در ۸ هفته، از صفر تا صد اون برنامه رو نوشتن. آلن شبیهساز پردازنده Intel 8080 رو ساخت، گیتس دیباگ کرد، و یه دانشجوی دیگه به اسم Monte Davidoff رو آوردن برای بخش محاسبات اعشاری.
⌨️ کل روزشون شده بود پیتزا، کوکاکولا و دروغی که ممکن بود لو بره! در نهایت آلن با نوار پانچشده سوار هواپیما شد و تا مقصد Albuquerque بوتلودر رو در پرواز نوشت! ۲ مارس ۱۹۷۵، تست نهایی انجام شد: وقتی Altair روشن شد و عبارت READY روی صفحه اومد، اتاق منفجر شد از شادی.
اون شب، Microsoft متولد شد، یا دقیقترش Micro-soft، نرمافزار برای “microcomputer”.
💾 اولین محصولشون، Altair BASIC، فقط ۴ کیلوبایت حافظه میخواست و تبدیل شد به دریچهای برای هزاران نفر که تازه وارد دنیای کدنویسی میشدن. شرکتشون دفتر کوچیکی توی Albuquerque زد، آلن بهش پیوست، و گیتس از Harvard مرخصی گرفت که البته دیگه هیچوقت برنگشت.
📞 در تابستون ۱۹۸۰، یه تماس همهچیز رو عوض کرد: IBM دنبال نرمافزار برای کامپیوترهای جدیدش بود و با Microsoft تماس گرفت. گیتس نهتنها BASIC براشون آماده کرد، بلکه یه قرارداد تاریخی بست برای سیستمعاملشون. وقتی IBM نتونست با شرکت Digital Research به توافق برسه، گیتس یه کار جالب کرد:
رفتن سراغ یه شرکت کوچیک به اسم Seattle Computer Products و سیستمعاملی به نام 86-DOS (یا QDOS – Quick and Dirty Operating System) رو فقط با ۷۵,۰۰۰ دلار لایسنس کردن.
✍️ ۶ نوامبر ۱۹۸۰، قرارداد رسمی امضا شد: IBM میتونست از اون سیستم استفاده کنه، ولی مالکیتش میموند برای Microsoft. یه سال بعد، مایکروسافت با پرداخت ۵۰,۰۰۰ دلار دیگه، حق کامل 86-DOS رو خرید و اسمش رو گذاشت MS-DOS. وقتی IBM PC در آگوست ۱۹۸۱ معرفی شد، مایکروسافت با یه شرط ساده ولی باهوش، به امپراتوری تبدیل شد: حق فروش سیستمعاملش به بقیه شرکتها رو نگه داشت.
در عرض یک سال، دهها شرکت دیگه (که بعدها بهشون میگفتن PC clone) از MS-DOS استفاده کردن، و پول مثل رودخونه جاری شد.
💡 اون قرارداد معروف، بعدها به Deal with the Devil معروف شد، چون IBM با دست خودش تاج پادشاهی نرمافزار رو گذاشت روی سر گیتس. بیل گیتس از یه پسر ۱۳ساله که با ترمینال دستدوم کار میکرد، تبدیل شد به یکی از ثروتمندترین و تأثیرگذارترین آدمهای قرن بیستم. اون فقط یه برنامهنویس نبود؛ یه مذاکرهکننده، یه استراتژیست، و یه رؤیابین بود که فهمید آینده نه توی سختافزار، بلکه توی نرمافزاره.
✨ خلاصه شانسها یه بار تو زندگی پیش میان، اما فقط اونایی برنده میشن که وقتی فرصت جلوشون سبز میشه، جرأت کنن بلوف بزنن.